Closed TopicStart new topic
 
> تاریخچه بازی رزیدنت اویل

 
arshamm23
پست جمعه ۲۱ آذر ۱۳۹۳ - ۱۹:۳۶
پست #1


سرباز صفر دارينوس
نماد گروه
گروه : اعضا
ارسال ها: 3
تشکرها: 0 *
تاریخ عضویت : جمعه ۱۴ آذر ۱۳۹۳ - ۰۴:۲۳
کد کاربری : 32,656
موجودي بانك: $22
نمایش موجودی


رزیدنت اویل صفر

داستان این بازی پیرامون فرستاده شدن تیم براووی گروه استارز به کوهستان آرکلی است. مکانی که ویروس تی نخستین قربانیان خود را به خود آلوده می‌کند. این ویروس توسط دکتر جیمز مارکوس ساخته شده و به منظور انتقام از شرکت آمبرلا، ویروس ساخته شده به دست خودش را در این مکان پخش می‌کند. باپخش شدن ویروس تی در کوهستان آرکلی، ساکنان آن مکان به زامبی تبدیل شدند. ویروس تی نقش بسیار مهمی در شکل گیری داستان اصلی این سری داشت. هر جانداری که به این ویروس مبتلا شود، کشته می‌شود و در برابر، جریان الکتریکی ضعیفی را در بدن شخص مبتلا ایجاد می‌کند. این جریان الکتریکی ضعیف سبب به کار افتادن مجدد برخی از سیستم‌های حیاتی بدن می‌شود اما این شخص دیگر یک موجود مرده و بی‌خرد است و فقط سعی می‌کند نیاز خود را به غذا برطرف کند. فقط یک‌بار گزش توسط زامبی‌ها کافی است تا ویروس تی از زامبی به بدن فرد سالم منتقل شود، تا یک زامبی جدید متولد شود. ربکا چمبرز و بیلی کوئن شخصیت‌های اصلی و قابل کنترل در این بازی هستند که سرانجام دکتر مارکوس را نابود می‌کنند.

رزیدنت ایول

داستان‌های رخ داده در این بازی، در حقیقت، پس از رخدادهای بازی رزیدنت ایول صفر است.
پس از آنکه تیم براوو مفقود گشت، استارز تیم اصلی خود را به کوهستان آرکلی فرستاد. تیم آلفا تیم نخست و اصلی گروه استارز محسوب می‌شد که فرماندهی آن را آلبرت وسکر برعهده داشت. این تیم درکل از شش مامور تشکیل می‌شد. تیم آلفا نیز همانند تیم براوو در متن طغیان کوهستان آرکلی قرار گرفت و به عمارت اسپنسر پناه برد. این عمارت مکانی است که توسط جرج تریور و به درخواست یکی از بنیانگذاران شرکت آمبرلا ساخته شده بود که کار ساخت آن از سال ۱۹۶۲ تا ۱۹۶۷ به درازا کشیده بود. عمارتی مخوف که در حقیقت پوششی برای مقر پژوهشی آمبرلا در کوهستان آرکلی بود که پژوهشگران آن به شکل مخفیانه در تلاش برای پیشبرد پروژه‌ی تایرانت بودند. کریس ردفیلد و جیل ولنتاین قهرمانان اصلی این بازی هستند. این دو به همراه آلبرت وسکر و بری بارتون اعضای بازمانده تیم آلفا هستند که از حمله سگ‌ها وارد عمارت اسپنسر شدند.با پیشبرد داستان، کریس و جیل متوجه می‌شوند که فرمانده گروه‌شان یکی از پژوهشگرانی است که در استخدام شرکت آمبرلا بوده و در پروژه‌ی تایرانت فعالیت می‌کند. با آگاه شدن کریس و جیل از خیانت وسکر، دشمنی میان این سه نفر آغاز می‌شود و این نبرد، داستان‌های اصلی بازی را در نسخه‌های بعدی رقم خواهد زد. وسکر با آزاد کردن تایرانت T-۰۰۲ سبب شد تا خود به دست این مخلوق کشته شود، هرچند کریس وجیل او را مرده پنداشتند، اما این یک مرگ نمایشی بود و وسکر با کمک توانایی‌های ژنتیکی خویش و ویلیام برکین همچنان زنده بود. کریس و جیل با نابود کردن T-۰۰۲ از آن عمارت اهریمنی فرار کردند و داستان‌های جذاب و گوناگونی را در نسخه‌های بعد نمایش دادند.

رزیدنت ایول ۲

داستان بازی در 29 سپتامبر 1998، یعنی دو ماه و پنج روز پس از رویداد های رزیدنت اویل ۱ می باشد. ویروس T به سیستم فاضلاب شهر رسیده و موشهای فاضلاب را آلوده می کند. طولی نکشید که ویروس در مکان های پرجمعیت شهر توسظ حیوانات و انسان ها گسترش یافت. شیوع ویروس آغاز شده بود و اکثر مردم شهر را به زامبی‌های خونخوار تبدیل نمود. در این زما دو شخصیت وارد ماجرا می شوند: پلیس تازه کاری به نام لیان اسکات کندی که اولین روزهای کارش را سپری می‌کند بی خبر وارد شهر شده و با یک زامبی نیمه جان روبرو می‌شود. بعد از میان بردن آن به ششکل اتفاقی با دختری جوان به نام کلر ردفیلد آشنا می‌شود. کلر، خواهر کریس ردفیلد، و یک دانشجوی 19 ساله است که برای دیدن برادرش به شهر راکون آمده است. هر دو با اتومبیل پلیس در حال فرار از منطقه هستند که ناگهان یک زامبی که در عقب خودرو بیهوش بوده سر بر میاورد و با آنها درگیر می‌شود لیان ترمز شدیدی می‌کند و زامبی به بیرون پرتاب می‌شود اما یک کامیون با سرعت در تعقیب آنهاست و سعی در از بین بردن آنها دارد لحظه کوتاهی قبل از این که کامیون به اتوموبیل برخورد کند لئون و کلر به بیرون می‌پرند و از اینجا دو کاراکتر بازی از هم جدا می‌شوند و قرار ملاقات خود را در ساختمان اداره پلیس راکون سیتی می‌گزارند. لیان و کلر به گونه ای متفاوت خود را به اداره پلیس شهر راکونR.P.D رساندند.

رزیدنت ایول ۳: فرشته‌ی انتقام(نمسیس)

شهر راکون در طغیان ویروس تی است و جیل که از افسران پیشین گروه استارز بود؛ در تلاش است تا از شهر فرار کند. در جریان این تلاش، او با کارلوس اولیویرا که یکی از اعضای تیم U.B.C.S است ملاقات می‌کند. آمبرلا، برای مهار طغیان و نجات بازماندگان و پژوهشگران خود در شهر راکون، تیمی از U.B.C.S را در این شهر مستقر نمود. این تیم در رسیدن به هدف‌های خود ناکام ماند و بیشتر اعضای آن (۱۵۰ تا ۲۰۰ نفر)، به نوعی نابود شدند. در این‌میان، شرکت آمبرلا با فرستادن نمسیس تصمیم داشت تا تمامی افسران گروه استارز را نابود کند. از دیدگاه آمبرلا، استارز بانی اصلی رسوایی شرکت آمبرلا بود. اما نمسیس در نبرد با جیل شکست خورد. سرانجام، جیل و کارلوس موفق شدند تا به همراه بری بارتون و با کمک بالگرد از شهر بگریزند. پس از فرار این سه نفر، شهر راکون، توسط بمب هسته‌ای از نقشه‌ی جغرافیایی ایالات متحده پاک شد.

رزیدنت ایول کد: ورونیکا

ماجراهای بازی در ۲۷ دسامبر سال۱۹۹۸، ۳ ماه پس از رویدادهای رزیدنت اویل ۲می باشد. کلر ردفیلد پس از خارج شدن از شهر راکون همچنان در جستجوی برادر خود کریس ردفیلداست. کلر برای به دست آوردن اطلاعاتی تازه به شکل مخفیانه به مقر آمبرلا در پاریس رفته ودر آنجا پس از شناسایی توسط سربازان آمبرلا به جزیره راکفورت تبعید می‌شود. بازیباز، کلر را در بازی کنترل می‌کند و باید او را از این جزیره اهریمنی که بیشتر ساکنان آن به زامبی تبدیل شده‌اند خارج کند. در این بازی شخصیت اصلی کلز زدفیلد است اما با پیشبرد بازی شخصیت‌های قدیمی و جدیدی به داستان وارد می‌شوند؛ از شخصیت‌های قدیمی می‌توان بهآلبرت وسکر و کریس ردفیلد و از شخصیت‌های جدید نیز می‌توان به استیو بورنساید، آلکسیا آشفورد، آلفرد آشفورد و چند شخصیت دیگر اشاره کرد. داستان بازی درگیر کننده بوده ودر کنار موسیقی زیبا ی خود تجربهٔ جدیدی از سورویوال هارور را برای بازیباز پذیذ می‌آورد.

رزیدنت ایول ۴

داستان بازی به ۶ سال پس از رویدادهای پس از نابودی شهر مشهور راکون مربوط می‌شود. شخصیت اصلی بازی لیان اسکات کندی است که در سری دوم بازی رزیدنت ایول در کنار کلر ردفیلد بود. در پایان آن بازی، لیان اس. کندی مجبور شد تا برای دولت ایالات متحده کار کند. مدتی بعد و پس از ورود به تیم حفاظت از رئیس جمهور ایالات متحده و خانواده‌اش، باید نخستین ماموریت خود را در قالب این مسئولیت جدید انجام دهد. دختر رئیس جمهور آمریکا توسط گروهی نامشخص ربوده شده‌است. لیان، شخصی است که باید او را نجات داده و به وطن بازگرداند. اطلاعات جاسوسی نشان می‌داد که دختری که بسیار شبیه اشلی است در یک روستای اسپانیایی دیده شده‌است. لیان خود را به این روستا رساند و درگیر کابوسی جدید شد. با پیشبرد داستان مشخص می‌شود که گروهی مذهبی به نام لوس ایلامینادوس (به فارسی: برترین روشن‌فکران)، اشلی گراهام را ربوده‌است. این گروه مذهبی، برای گسترش پیروان خود از انگل لاس پلاگاس (به فارسی: آفت و بلا) استفاده می‌کرد. کنترل کامل فکر و رفتار هر موجودی که به این انگل مبتلاست، در اختیار رهبران گروه لوس ایلامینادوس خواهد بود. مبتلایان به این انگل، دیگر یک زامبی نیستند؛ آنها لوس گانادوس (به فارسی: گله گاو) نام دارند. اسموند سدلر رهبر اصلی این گروه در سدد بود، تا به این وسیله مذهب خود را گسترش دهد و توازن قدرت در دنیا را از دولت امریکا گرفته و به خود منتقل کند، به همین دلیل گروه مذهبی او دختر رئیس جمهور را ربودند، تا با وارد کردن انگل به بدن او، قدرت خودشان را به رخ دولت آمریکا بکشانند. لیان در ادامه با شخصی به نام لوئیس سرا آشنا می‌شود که پیش از این یک پلیس در شهر مادرید بود، اما اینک به عنوان یک دانشمند برای گروه ایلامینادوس کار می‌کند. البته لوئیس از همکاری با این گروه دست می‌کشد و برای نابودی آن، به لیان کمک می‌کند. سرانجام لیان اس. کندی، اشلی را پیدا می‌کند و به همراه او در تلاش برای خروج از آن مکان برمی‌آید. لیان در جریان تلاش خود، تمام پیروان انگلی این مذهب را به همراه رهبرشان نابود کرده و سرانجام با اشلی به سمت وطن برمی‌گردد.
نکته‌های دیگر درباره‌ی داستان این بازی حضور ایدا وانگ و جک کراوزر در بازی است. ایدا همانند داستان رزیدنت اویل ۲ ماموریتی از طرف وسکر داشت. او باید نمونه‌ی انگل لاس پلاگاس را برای سازمان به دست می‌آورد. او سرانجام موفق به این کار شد؛ پس از نابود شدن سدلر نمونه‌ی انگل به دست لیان افتاد اما ایدا با تهدید، آن را از لیان گرفته و سپس فرار می‌کند. جک کراوزر نیز که پیش از این در یک ماموریت در کنار لیان بود، اینک برای سدلر فعالیت می‌کند. او در نهایت پس از چند مبارزه با لیان کشته می‌شود؛ این سرانجام او نبود و کراوزر سرانجام توسط ایدا نابود می‌شود. لوئیس نیز، پس از دراختیار گذاردن قرص‌های مخصوصی به لیان، جان خود را از دست می‌دهد. او به شدت توسط سدلر مجروح شده بود.

رزیدنت ایول ۵

رویداد‌های این بازی در سال ۲۰۰۹، یعنی ۶ سال پس از نابود شدن شرکت آمبرلا رخ داده‌است. کریس ردفیلد به سازمان B.S.A.A پیوسته بود. این سازمان به شکل نظامی با فعالیت‌های غیر قانونی بیولوژیکی، در جهان مبارزه می‌کرد[۵]. کریس توسط این سازمان برای بررسی موارد قاچاق سلاح‌های بیولوژیکی در آفریقا به آنجا فرستاده می‌شود.[۶] به محض ورود کریس به منطقه خود مختار کیجوجو[۷]، دوست و همکار جدیدش را می‌بیند، شوا آلومار، از مقر B.S.A.A در غرب آفریقا با کریس در انجام ماموریتش همراه می‌شود.[۸] آن دو با هم، به سوی قرار گاه گروه آلفا (که زیر مجموعه B.S.A.A بود) حرکت کردند. آنها در تلاش برای جلوگیری از فعالیت‌های یک قاچاقچی سلاح‌های بیولوژیکی، به نام ریکاردو ایروینگ هستند[۹]. به هر حال طولی نکشید، که مردم بی‌آزار این شهر نیز قربانی آزمایش‌های بیولوژیکی و ژنتیکی قرار گرفتند و به موجوداتی به نام ماجینی، در حال تغییر بودند[۱۰]. آن دو سرانجام تنها بازمانده گروه آلفا، فرمانده دِ چنت را پیدا کرده و مدرکی را بر ضد ایروینگ از او دریافت می‌کنند. یافتن مدرک بر ضد فعالیت‌های ایروینگ نخستین و مهمترین ماًموریت آن دو بود. با پیشبرد بازی، کریس و شوا، ایروینگ را پیدا می‌کنند، ولی ایروینگ با کمک زنی ناشناس موفق به فرار می‌شود اما ایروینگ از خود یک پرونده را جا گذاشت. کریس و شوا موفق شدند توسط آن پرونده، در مورد فعالیت‌های ایروینگ اطلاعاتی به دست بیاورند و آن را با مرکز فرماندهی درمیان گذاشتند. دیری نپایید که B.S.A.A گروه دلتا را به پشتیبانی آن دو فرستاد. فرمانده جاش استون، رهبر گروه دلتا، به کریس یک کارت حافظه که شامل عکس‌هایی از پژوهش‌های مهم بود داده و کریس با باز کردن و مشاهده عکس‌ها به شکل ناگهانی عکسی از جیل ولنتاین را می‌بیند. پس از آن کریس در مورد مرگ جیل در رویداد عمارت اسپنسر، دچار تردید می‌شود. کریس و شوا به دنبال یافتن ایروینگ بودند، اما نمی‌دانستند که جیل نیز در این رویداد‌ها حضور دارد.با پیشبرد بازی، کریس و شوا از موقعیت تقریبی ایروینگ، که در یک پالایشگاه وابسته به شرکت ترایسل[۱۱] بود آگاه شدند و به سوی آنجا حرکت کردند. درست زمانی که آن دو به پالایشگاه رسیدند، ایروینگ با یک کشتی از آن مکان فرار کرد و با بمب‌های ساعتی که در پالایشگاه جاسازی کرده بود آنجا را نابود کرد، کری و شوا پیش از نابودی پالایشگاه به کمک جاش استون، از آنجا فرار می‌کنند و به دنبال ایروینگ حرکت می‌کنند. پس از رسیدن به کشتی ایروینگ و وارد شدن به آن، ایروینگ با تزریق یک ویروس به خودش، به هیولایی بزرگ تبدیل می‌شود. شوا و کریس پس از نابود کردن هیولا، از ایروینگ که در حال مرگ بود پرسسش‌هایی را مطرح کردند. ایروینگ از زنی به نام اِکزِلا جُوآن نام برد و او را در پس این ماجراها معرفی کرد.[۱۲]

کریس و شوا در جستجوی این زن بر آمدند. با پیشبرد بازی آن دو با اکزلا رو به رو می‌شوند. کریس و شوا از او ذر مورد پژوهش‌های غیر قانونی شان و البته جیل می‌پرسند و اکزلا به آنها توضیحاتی در آن مورد می‌دهد. آنها موفق به کشف ویروسی شده بودند، که در آن، میزبان این ویروس، به موجودی به نام یو-۸ (U-8) تکامل می‌یافت. این B.O.W[۱۳] جدید دارای هوش بالاتر، قدرت تخریب بیشتر و البته با ویژگی فرمان برداری بود. اکزلا، آن دو را با این مخلوق تنها گذاشته و آن مکان را ترک می‌کند. شوا و کریس پس از یک نبرد دشوار با این موجود، او را از پای در می‌آورند و دوباره به جستجوی اکزلا می‌پردازند.

کریس و شوا با دشواری فراوان موفق به پیدا کردن اکزلا می‌شوند. کریس باز هم در مورد جیل و مکان او، از اکزلا می‌پرسد، که در این لحظه، همان زن ناشناس که به ایروینگ کمک می‌کرد، وارد صحنه شده و با کریس و شوا در گیر می‌شود. در این درگیری نقاب زن ناشناس از صورتش جدا می‌شود، ولی هویت او همچنان نامشخص می‌ماند. در این هنگام آلبرت وسکر وارد صحنه شده و هویت آن زن را برای شوا و کریس آشکار می‌کند. آن زن ناشناس، جیل والنتاین است و اینک برای وسکر کار می‌کند. کریس که به شدت در حال تعجب است، تلاش می‌کند تا خود را به جیل بشناساند، اما گویی جیل هیچ کدام از حرف‌های کریس را متوجه نمی‌شود. وسکر، کریس و شوا را به مبارزه‌ای دو به دو با خود و جیل دعوت می‌کند. این نبرد دو به دو یکی از زیبا ترین نبردهای بازی است. مبارزه با فراانسانی به نام وسکر و دوست و همکاری قدیمی به نام جیل والنتاین. در نهایت پس از هفت دقیقه مبارزه، وسکر به کریس اعلام می‌کند که باید آن دو را برای انجام کارهایی مهمتر از مبارزه ترک کند. با پیشبرد بازی، بازیباز متوجه می‌شود که جیل، با یک کپسول دارای مادهٔ P۳۰ که به سینه اش نصب شده بود، در کنترل وسکر قرار داشت، و از روی اراده این کار را انجام نداده بود. مادهٔ P۳۰، اثری زود گذر داشت و بنابراین باید مرتب به بدن جیل، با کمک آن کپسول تزریق می‌شد. میزان تزریق نیز با کمک یک ریموت که در اختیار وسکر بود تعیین می‌شد.

کریس و شوا بدون جیل، به حرکت خود برای پیدا کردن وسکر ادامه دادند و وارد کشتی وسکر شدند. با پیشبرد بازی، کریس و شوا با اکزلا رو به رو می‌شوند. در حالی که اکزلا از درد به خود می‌پیچید، صدای وسکر از بلندگو پخش شد. آلبرت وسکر جدید ترین اکتشافات بیولوژیکی شرکت ترایسل را بر روی اکزلا آزمایش کرد. با در اختیار بودن منابع غذایی و ژنتیکی برای این انگل، این قابلیت را دارد که در یک بالانس از خود ۶ بیلیون انگل دیگر متولد کند. اکزلا پس از تبدیل شدن به یک هیولای بزرگ و ترسناک به کریس و شوا حمله کرد. آن دو پس از فرار به درون کابین آن کشتی غول آسا، برای بار دیگر مجبور بودند با هیولا مبارزه کنند. پس از یک نبرد بسیار نفسگیر با این هیولا، کریس و شوا موفق به نابودی آن می‌شوند، و برای پیدا کردن وسکر حرکت می‌کنند. در این هنگام جیل با کریس تماس گرفته و نقطه ضعف وسکر را برای کریس فاش می‌کند. یک سرم به نام PG67A/W وجود دارد که اگر به مقدار زیاد به بدن وسکر تزریق شود، او را سمی می‌کند[۱۵]. با پیشبرد بازی، کریس و شوا، وسکر را یافته و با او مبارزه می‌کنند. پس از یک نبرد زیبا کریس موفق می‌شود تا این سرم را به بدن وسکر تزریق کند. سپس وسکر تعادل جسمی و روانی خود را از دست داده و به کریس می‌گوید که این پایان کار نیست. وسکر می‌خواست با یک هواپیمای موشک انداز، موشک‌های دارای ویروس اوروبوروس (Uroburos)[۱۶] را آزاد کند. به همین منظور خود را به هواپیما رساند و آماده پرواز شد. کریس و شوا نیز به دنبال او رفته و موفق شدند خود را به هواپیما برسانند. با پیشبرد بازی هواپیما به یک منطقهٔ آتشفشانی سقوط می‌کند. وسکر ویروس اوروبوروس را به بدن خود وارد کرده و دارای قدرتی بسیار بیش از پیش می‌شود. کریس و شوا در پایان یک نبرد هیجان انگیز با وسکر در آن محیط آتشفشانی، موفق به شکست وسکر می‌شوند، وسکر به درون آتش می‌افتد و کریس و شوا توسط یک بالگرد که جیل و جاش در آن بودند، نجات می‌یابند. اما این پایان ماجرا نبود و وسکر هنوز زنده بود و در درون آتش، بالگرد را گرفته بود که در این لحظه با پیشنهاد جیل، کریس و شوا با شلیک ۲ راکت به وسکر و در حالی که در آتش می‌سوخت او را نابود کردند
Go to the top of the page
 
+Quote Post

 
InfinityWard
پست جمعه ۲۱ آذر ۱۳۹۳ - ۲۲:۳۸
پست #2


مدیران
نماد گروه
گروه : مدیران
ارسال ها: 1,728
تشکرها: 625 *
تاریخ عضویت : پنجشنبه ۱۱ دي ۱۳۴۸ - ۱۲:۰۰
کد کاربری : 27,928
موجودي بانك: $2,147,483,647
نمایش موجودی


با سلام.

به علت عدم ارائه منبع، تاپیک بسته شد.


--------------------
خبری در راه است...
Go to the top of the page
 
+Quote Post

Closed TopicStart new topic
1 نفر در حال بازديد مبحث (1 نفر مهمان و 0 نفر موتورهاي جست و جو)
0 عضو :

 

IPB skin developed by: eXtremepixels
RSS نسخه چاپی زمان کنونی: پنجشنبه ۲۸ شهريور ۱۳۹۸ - ۲۳:۵۶