Reply to this topicStart new topic
4 صفحه V  < 1 2 3 4 >  
> بیاییدیک بازی نامه بنویسیم, نویسندگی ِ اتفاقات یک بازی!

 
aflaton
پست چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۸۹ - ۰۹:۵۹
پست #16


گروهبان سوم دارينوس
نماد گروه
گروه : اعضا
ارسال ها: 346
تشکرها: 9 *
تاریخ عضویت : دوشنبه ۴ مرداد ۱۳۸۹ - ۰۳:۳۷
از : زير لاحاف تشك
کد کاربری : 30,867
موجودي بانك: $2,147,483,647
نمایش موجودی


راستي من نمي دونم چرا هر جاي اين سايت پست ميدم شما اولين كسي هستيد كه بعد من پست ميده
راستي شما ميترسيد من جاي شما رو بگيريم يا اينكه ميخواي سروان بشي
Go to the top of the page
 
+Quote Post

 
thegreatmahmood
پست چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۹:۲۵
پست #17


شوالیه ی دارینوس
نماد گروه
گروه : اعضا
ارسال ها: 2,425
تشکرها: 191 *
تاریخ عضویت : دوشنبه ۳۱ تير ۱۳۸۷ - ۲۳:۱۲
از : قلعه ی دارینوس
کد کاربری : 29,264
موجودي بانك: $2,147,483,647
نمایش موجودی


لطفا اول به قسمت اعضا در بالا ی ص یه نگاه بنداز بعد از این حرف ها بزن ...


--------------------
چو طوطی کلاغش بود هم نفس
غنیمت شمارد فرار از قفس


Undertaker 20-0
Go to the top of the page
 
+Quote Post

 
justi
پست چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۹:۳۰
پست #18


سفیر دارینوس
نماد گروه
گروه : اعضا
ارسال ها: 1,117
تشکرها: 314 *
تاریخ عضویت : چهارشنبه ۲ تير ۱۳۸۹ - ۱۹:۱۹
از : :)
کد کاربری : 30,754
موجودي بانك: $2,147,483,647
نمایش موجودی


QUOTE (thegreatmahmood @ سه شنبه ۱۲ مرداد ۱۳۸۹ - ۲۳:۲۵) *
لطفا اول به قسمت اعضا در بالا ی ص یه نگاه بنداز بعد از این حرف ها بزن ...

مگه اونجا چی نوشته؟


--------------------
... !
Go to the top of the page
 
+Quote Post

 
thegreatmahmood
پست چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۹:۵۶
پست #19


شوالیه ی دارینوس
نماد گروه
گروه : اعضا
ارسال ها: 2,425
تشکرها: 191 *
تاریخ عضویت : دوشنبه ۳۱ تير ۱۳۸۷ - ۲۳:۱۲
از : قلعه ی دارینوس
کد کاربری : 29,264
موجودي بانك: $2,147,483,647
نمایش موجودی


هیچی آخه گفته : راستي شما ميترسيد من جاي شما رو بگيريم يا اينكه ميخواي سروان بشي؟

در صورتی که اونجا خیلی ها درجشون بالا تره ... و کلا درجه که سودی نداره !


--------------------
چو طوطی کلاغش بود هم نفس
غنیمت شمارد فرار از قفس


Undertaker 20-0
Go to the top of the page
 
+Quote Post

 
aflaton
پست پنجشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۸۹ - ۰۰:۰۸
پست #20


گروهبان سوم دارينوس
نماد گروه
گروه : اعضا
ارسال ها: 346
تشکرها: 9 *
تاریخ عضویت : دوشنبه ۴ مرداد ۱۳۸۹ - ۰۳:۳۷
از : زير لاحاف تشك
کد کاربری : 30,867
موجودي بانك: $2,147,483,647
نمایش موجودی


راستي يه سوال ديگه هم داشتم كه مگه جايي غير انجمن هست كه بچه ها توش فعليت كنند
مثل اينجا درجه بهشون بدن
Go to the top of the page
 
+Quote Post

 
shayan_s
پست پنجشنبه ۴ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۲:۵۱
پست #21


سرهنگ دوم دارينوس
نماد گروه
گروه : اعضا
ارسال ها: 2,468
تشکرها: 483 *
تاریخ عضویت : سه شنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۳ - ۱۲:۰۰
از : ایران زمین
کد کاربری : 5,927
موجودي بانك: $2,147,483,647
نمایش موجودی


سلام
خوب ، کسی نمیخواهد این داستان را اادامه بدهد؟
داستان به اینجا ختم شد که فرد مورد نظر میمیرد. بازی گیم آور میشود و بعد دوباره بازی بالا می آید...
بعد از یکسری تصاویر نا مفهوم ؛
حالا ما را میبرند تا بر روی یک صندلی بنشانند. جلوی روانشناس . ما پشت میز قرار میگیریم درحالیکه دستهایمان را کاملا بسته اند... . روانشناس مهربانانه به ما نگاه میکند . گویا دلش برای ما میسوزد. فرمانی بر روی صفحه ظاهر میشود ، فرار کنید! (ادامه دارد...فعلا بخاطر اینکه تاپیک از داستان عقب نماند، بروزش کردم)

موفق باشید


--------------------
Go to the top of the page
 
+Quote Post

 
mgamer
پست پنجشنبه ۴ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۴:۰۱
پست #22


▅ ▇ ▅ ▇ ▂ ▃ ▁ ▁ ▅ ▃ █ ▅
نماد گروه
گروه : اعضا
ارسال ها: 912
تشکرها: 343 *
تاریخ عضویت : شنبه ۳۰ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۰:۴۵
از : :|
کد کاربری : 30,970
موجودي بانك: $2,147,483,647
نمایش موجودی



به نظر من ترهت باهاله . . . چون یارو فکر میکنه باخت و بازی تموم شده بعد میبینه که نه بازی هنوز ادامه داره



موفق باشی


--------------------
Go to the top of the page
 
+Quote Post
كاربراني كه از اين پست تشكر كرده اند :

 
mgamer
پست پنجشنبه ۴ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۶:۱۴
پست #23


▅ ▇ ▅ ▇ ▂ ▃ ▁ ▁ ▅ ▃ █ ▅
نماد گروه
گروه : اعضا
ارسال ها: 912
تشکرها: 343 *
تاریخ عضویت : شنبه ۳۰ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۰:۴۵
از : :|
کد کاربری : 30,970
موجودي بانك: $2,147,483,647
نمایش موجودی


آقایون کسی نیست درمورد این تاپیک نظر بده؟ ؟ ؟ ؟




--------------------
Go to the top of the page
 
+Quote Post

 
thegreatmahmood
پست پنجشنبه ۴ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۱:۰۳
پست #24


شوالیه ی دارینوس
نماد گروه
گروه : اعضا
ارسال ها: 2,425
تشکرها: 191 *
تاریخ عضویت : دوشنبه ۳۱ تير ۱۳۸۷ - ۲۳:۱۲
از : قلعه ی دارینوس
کد کاربری : 29,264
موجودي بانك: $2,147,483,647
نمایش موجودی


جناب shayan_s امید وارم به زودی ادامه ی بازی نامه رو بنویسی .
موفق باشی


--------------------
چو طوطی کلاغش بود هم نفس
غنیمت شمارد فرار از قفس


Undertaker 20-0
Go to the top of the page
 
+Quote Post
كاربراني كه از اين پست تشكر كرده اند :

 
koatel
پست شنبه ۱۳ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۰:۳۸
پست #25


سرباز صفر دارينوس
نماد گروه
گروه : اعضا
ارسال ها: 23
تشکرها: 8 *
تاریخ عضویت : جمعه ۲۹ مرداد ۱۳۸۹ - ۲۲:۵۶
از : کرج سيتي
کد کاربری : 30,966
موجودي بانك: $2,147,483,647
نمایش موجودی


QUOTE (shayan_s @ چهارشنبه ۳ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۶:۵۱) *
سلام
خوب ، کسی نمیخواهد این داستان را اادامه بدهد؟
داستان به اینجا ختم شد که فرد مورد نظر میمیرد. بازی گیم آور میشود و بعد دوباره بازی بالا می آید...
بعد از یکسری تصاویر نا مفهوم ؛
حالا ما را میبرند تا بر روی یک صندلی بنشانند. جلوی روانشناس . ما پشت میز قرار میگیریم درحالیکه دستهایمان را کاملا بسته اند... . روانشناس مهربانانه به ما نگاه میکند . گویا دلش برای ما میسوزد. فرمانی بر روی صفحه ظاهر میشود ، فرار کنید! (ادامه دارد...فعلا بخاطر اینکه تاپیک از داستان عقب نماند، بروزش کردم)

موفق باشید


روانشناس سعي ميکند با صحبتهاي دوستانه به اعماق ذهن ما نفوذ کند بلکه به سرنخي براي حل اين معما دست يابد اما ما به تنها چيزي که فکر ميکنيم راهي براي فرار است .
همانطور که روانشناس صحبت ميکند مخفيانه نگاهي به اطراف اتاقي که در آن هستيم مي اندازيم. اتاقي است کوچک و تاريک با يک ميز فلزيدر وسط آن و يک لامپ ضعيف بالاي ميز که تنها روشنايي اتاق را تشکيل ميدهد. پشت سر ما درب آهني اتاق است که از سرو صداهاي بيرون اتاق معلوم است ما در اداره ي پليس هستيم و بيرون در پر از پليس است . پشت سر روانشناس
پنجره ي کوچکي قرار دارد که به خاطر امنيت اتاق بيش از نيمي از آن با صفحه اي فولادي پوشانده شده و حتي يک گربه هم به سختي از آن رد ميشود . در گوشه ي بالايي ديوار مقابل، کانال تهويه
ي هوا قرار دارد . به نظر ميرسد تنها راه فرار همين کانال است اما براي رسيدن به آن بايد روانشناس را به گونه اي بي صرو صدا ساکت کرد که حداقل تا با خبر شدن ماموران بيرون از اتاق، زمان
مناسبي براي فرار باقي بماند . به صداهايي که از بيرون ميآيند گوش ميدهيم. صداي پاي نگهباني که بيرون اتاق نگهباني ميدهد را به دقت گوش ميدهيم او تقريبا هر 5دقيقه يکبار از جلوي سلول
ما رد ميشود يعني ما براي ساکت کردن روانشناس و رسيدن به کانال تهويه تنها 5 دقيقه زمان داريم.

روانشناس همچنان مشغول صحبت کردن است .کمي به جلو خم ميشويم و وانمود ميکنيم که تحت تاثير صحبتهاي روانشناس قصد اعتراف داريم ولي به محض آنکه نگهبان از در سلول رد شد
دستبندي را که به دستمان بسته اند به دور گردن روانشناس انداخته و با چرخشي 180 درجه اي مهره هاي گردنش را پيش از آنکه بتواند صدايي ايجاد کند در هم ميشکنيم!

سپس به سرعت ميز آهني را به سمت ديوار هل داده و از آن بالا ميرويم و پس از باز کردن کانال تهويه ي قديمي که نياز به قدرت زيادي هم ندارد وارد کانال ميشويم .
حالا تقريبا دو دقيقه وقت داريم تا در پيچ و خم کانالهاي تهويه راهي براي فرار پيدا کنيم.فرماني بر روي صفحه ظاهر ميشود. به پشت بام برويد!


ویرایش شده توسط koatel: شنبه ۱۳ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۹:۲۳


--------------------
نمي دانم دلم گم شده يا آن که دل به او سپردم!
نمي دانم لياقت او را نداشتم يا او لايق من نبود.
نمي دانم من در حق عشقمان خيانت کردم يا او.
او قدر ندانست يا من, نمي دانم.....
نمي دانم چرا وقتيکه دل بستن سهل است, دل کندن آسان نيست!!!
Go to the top of the page
 
+Quote Post
كاربراني كه از اين پست تشكر كرده اند :

 
samuell_gordon
پست شنبه ۱۳ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۳:۴۶
پست #26


به یاد دارینوس سابق
نماد گروه
گروه : اعضا
ارسال ها: 604
تشکرها: 222 *
تاریخ عضویت : دوشنبه ۲۰ فروردين ۱۳۸۶ - ۱۲:۰۰
از : آذربایجان
کد کاربری : 25,199
موجودي بانك: $2,147,483,647
نمایش موجودی


QUOTE (aflaton @ سه شنبه ۱۲ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۳:۵۹) *
راستي من نمي دونم چرا هر جاي اين سايت پست ميدم شما اولين كسي هستيد كه بعد من پست ميده
راستي شما ميترسيد من جاي شما رو بگيريم يا اينكه ميخواي سروان بشي

کار از این حرفا گذشته برادر

QUOTE (shayan_s @ چهارشنبه ۳ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۶:۵۱) *
سلام
خوب ، کسی نمیخواهد این داستان را اادامه بدهد؟
داستان به اینجا ختم شد که فرد مورد نظر میمیرد. بازی گیم آور میشود و بعد دوباره بازی بالا می آید...
بعد از یکسری تصاویر نا مفهوم ؛
حالا ما را میبرند تا بر روی یک صندلی بنشانند. جلوی روانشناس . ما پشت میز قرار میگیریم درحالیکه دستهایمان را کاملا بسته اند... . روانشناس مهربانانه به ما نگاه میکند . گویا دلش برای ما میسوزد. فرمانی بر روی صفحه ظاهر میشود ، فرار کنید! (ادامه دارد...فعلا بخاطر اینکه تاپیک از داستان عقب نماند، بروزش کردم)

موفق باشید


این سایت فعلا شور این حرفا رو نداره . به جاش یه تاپیک الکی فارسی سازی بزن همه جمع شن اونجا winking.gif
QUOTE (mgamer @ چهارشنبه ۳ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۸:۰۱) *
به نظر من ترهت باهاله . . . چون یارو فکر میکنه باخت و بازی تموم شده بعد میبینه که نه بازی هنوز ادامه داره


ترهت=طرحت
موفق باشی


ویرایش شده توسط samuell_gordon: شنبه ۱۳ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۳:۴۸
Go to the top of the page
 
+Quote Post

 
thegreatmahmood
پست شنبه ۱۳ شهريور ۱۳۸۹ - ۲۳:۲۲
پست #27


شوالیه ی دارینوس
نماد گروه
گروه : اعضا
ارسال ها: 2,425
تشکرها: 191 *
تاریخ عضویت : دوشنبه ۳۱ تير ۱۳۸۷ - ۲۳:۱۲
از : قلعه ی دارینوس
کد کاربری : 29,264
موجودي بانك: $2,147,483,647
نمایش موجودی


جناب shayan_s پس کجایی ازت خبری نیست ؟! تاپیک رو به امان خدا رها کردی و رفتی ؟ بازم به دارینوس سربزن !


--------------------
چو طوطی کلاغش بود هم نفس
غنیمت شمارد فرار از قفس


Undertaker 20-0
Go to the top of the page
 
+Quote Post

 
koatel
پست يكشنبه ۱۴ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۲:۳۱
پست #28


سرباز صفر دارينوس
نماد گروه
گروه : اعضا
ارسال ها: 23
تشکرها: 8 *
تاریخ عضویت : جمعه ۲۹ مرداد ۱۳۸۹ - ۲۲:۵۶
از : کرج سيتي
کد کاربری : 30,966
موجودي بانك: $2,147,483,647
نمایش موجودی


جنگجوي روزهاي سخت کجايي ؟؟؟؟؟؟؟
پس چرا پيش ما نمي آيي!!!! winking.gif
آقا يکي به ما بگه ادامه ي بازي نامه خوب بود و ادامه بدم يا نه ، مزخرف بود و همون بهتر که بيخيال نويسندگي بشم و برم دنبال بازي هاي خودم !!!! laughing.gif tongue sticking out.gif


--------------------
نمي دانم دلم گم شده يا آن که دل به او سپردم!
نمي دانم لياقت او را نداشتم يا او لايق من نبود.
نمي دانم من در حق عشقمان خيانت کردم يا او.
او قدر ندانست يا من, نمي دانم.....
نمي دانم چرا وقتيکه دل بستن سهل است, دل کندن آسان نيست!!!
Go to the top of the page
 
+Quote Post

 
thegreatmahmood
پست پنجشنبه ۱۸ شهريور ۱۳۸۹ - ۲۳:۵۳
پست #29


شوالیه ی دارینوس
نماد گروه
گروه : اعضا
ارسال ها: 2,425
تشکرها: 191 *
تاریخ عضویت : دوشنبه ۳۱ تير ۱۳۸۷ - ۲۳:۱۲
از : قلعه ی دارینوس
کد کاربری : 29,264
موجودي بانك: $2,147,483,647
نمایش موجودی


سلام
کسی نمی خواهد موضوع رو ادامه بده ؟


--------------------
چو طوطی کلاغش بود هم نفس
غنیمت شمارد فرار از قفس


Undertaker 20-0
Go to the top of the page
 
+Quote Post

 
koatel
پست دوشنبه ۲۲ شهريور ۱۳۸۹ - ۲۲:۳۹
پست #30


سرباز صفر دارينوس
نماد گروه
گروه : اعضا
ارسال ها: 23
تشکرها: 8 *
تاریخ عضویت : جمعه ۲۹ مرداد ۱۳۸۹ - ۲۲:۵۶
از : کرج سيتي
کد کاربری : 30,966
موجودي بانك: $2,147,483,647
نمایش موجودی


من دوست دارم ادامه بدم اما کسي استقبال نکرد ذوقم کشته شد!!!!!!!!!! crying.gif worried.gif
جنگجو جان مثل اينکه خيلي درگير روزهاي سختي!!!
بيا ديگه باباجون! happy1.gif


--------------------
نمي دانم دلم گم شده يا آن که دل به او سپردم!
نمي دانم لياقت او را نداشتم يا او لايق من نبود.
نمي دانم من در حق عشقمان خيانت کردم يا او.
او قدر ندانست يا من, نمي دانم.....
نمي دانم چرا وقتيکه دل بستن سهل است, دل کندن آسان نيست!!!
Go to the top of the page
 
+Quote Post
كاربراني كه از اين پست تشكر كرده اند :

Reply to this topicStart new topic
4 صفحه V  < 1 2 3 4 >
1 نفر در حال بازديد مبحث (1 نفر مهمان و 0 نفر موتورهاي جست و جو)
0 عضو :

 

IPB skin developed by: eXtremepixels
RSS نسخه چاپی زمان کنونی: سه شنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۸ - ۱۹:۰۲