Reply to this topicStart new topic
3 صفحه V   1 2 3 >  
> || مشغول خواندن چه کتابی هستید؟؟ ||

 
amir-hosine
پست جمعه ۶ شهريور ۱۳۸۸ - ۱۹:۵۴
پست #1


:.:شکسته دل:.:
نماد گروه
گروه : مدیران
ارسال ها: 2,993
تشکرها: 603 *
تاریخ عضویت : پنجشنبه ۲۷ فروردين ۱۳۸۳ - ۱۳:۰۰
از : اردکان-یزد
کد کاربری : 539
موجودي بانك: $2,147,483,647
نمایش موجودی


با سلام

در این تاپیک به معرفیه کتاب هایی که مشغول خوندنش هستید(یا اخرین کتابی که خوندید) بپردازید...

در این تاپیک هر کتابی چه خوب و چه بد قرار داده خواهد شد...معیار فقط معرفیه کتاب هاییه که الان میخونید هست...

مواردی که حتما باید ذکر کنید:

نام کتاب
اسم نویسنده
امتیاز به کتاب


در صورت امکان:

تصویری از کتاب
خلاصه ای از داستان



با تشکر


--------------------
دلم از خیلی روزا با کسی نیست....تو دلم فریاد و فریاد رسی نیست

شدم اون هرزه گیاهی که گلاش...پر پر دستای خار و خسی نیست...


دیکه دل با کسی نیست!دیکه فریاد رسی نیست...
Go to the top of the page
 
+Quote Post
كاربراني كه از اين پست تشكر كرده اند :

 
amir-hosine
پست جمعه ۶ شهريور ۱۳۸۸ - ۲۰:۲۴
پست #2


:.:شکسته دل:.:
نماد گروه
گروه : مدیران
ارسال ها: 2,993
تشکرها: 603 *
تاریخ عضویت : پنجشنبه ۲۷ فروردين ۱۳۸۳ - ۱۳:۰۰
از : اردکان-یزد
کد کاربری : 539
موجودي بانك: $2,147,483,647
نمایش موجودی


نبرد با شیاطین(دیموناتا)
دارن شان
چلد اول:لرد لاس
امتیاز:9




چلد دوم:دزد شیطانی
امتیاز:10





چلد سوم:فاچعه ی اسلاتر
امتیاز:هنوز نخوندم!





چلد چهارم:بک
امتیاز:نخوندم





چلد پنچم:دیو همخون
امتیاز:نخوندم





چلد ششم:اسرار هیولایی
امتیاز:نخوندم





چلد هفتم:سایه ی مرک
امتیاز:نخوندم





چلد هشتم:چزیره ی گرگ ها
امتیاز:نخوندم




2 تا دیکه هم چلد داره که هنوز ایران نیومده کتابش...



امتیاز کلی به این داستان:9
داستان در هر چلد از یک شخص روایت میشه...

خلاصه ی چلد اول:
(گروبز),صحنه ی وحشتناکی از قتل عام و جنایت کارانی میبیند که حتی در فیلم های تخیلی نیز نمی توان انها را تصور کرد.کسی حرف او را باور نمی کند و او همچنان در دنیای کابوس مانندش تنها می ماند تا اینکه عمویش ((درویش)) از راه می رسد.درویش میداند که برادر زاده اش چه دیده و چه زجری کشیده است...ولی او نیز رفتاری مرموز دارد و چیزی را از او پنهان می کند...



خلاصه چلد دوم:
((کرنل فلک)) با لکه های نور شکل های عچیب و غزیبی درست میکند که در هوا شناور می مانند.او روزی بدون انکه بداند,با نور ها پنچره ای می سازد که به دنیایی دیکر راه دارد.و بعد از این اتفاق,زندکی اش زیر و رو می شود.هیولایی شیطانی برادرش ((ارت)) را می دزدد و او برای نچات برادر کوچولویش به قلمروی سراپا وحشت ان هیولا قدم می کذارد...


با تشکر


--------------------
دلم از خیلی روزا با کسی نیست....تو دلم فریاد و فریاد رسی نیست

شدم اون هرزه گیاهی که گلاش...پر پر دستای خار و خسی نیست...


دیکه دل با کسی نیست!دیکه فریاد رسی نیست...
Go to the top of the page
 
+Quote Post
كاربراني كه از اين پست تشكر كرده اند :

 
UNDO
پست جمعه ۶ شهريور ۱۳۸۸ - ۲۱:۰۰
پست #3


قلب دارینوس
نماد گروه
گروه : اعضا
ارسال ها: 3,604
تشکرها: 851 *
تاریخ عضویت : دوشنبه ۲۱ آذر ۱۳۸۴ - ۱۲:۰۰
از : سرزمین رویاها
کد کاربری : 14,712
موجودي بانك: $2,147,483,647
نمایش موجودی


سلام

منم راستش از این داستانهای وحشتناک چند سال قبل زیاد میخوندم ولی الان توی کار رمان و داستانها و واقعیتهای تاریخی مثل حوادث جنگهای جهانی هستم هستم ..


من رمان203 صفحه ای سایه ها نوشته ی محمود فلکی رو خیلی دوست دارم و خواندش رو به همه توصیه میکنم ا ین رُمان توسط بهزاد عباسی به آلمانی ترجمه و در 2003 توسط Sujet Verlag منتشر شده است.


یه توضیح مختصر هم در مورد این کتاب بدم..
رُمان "سایه‌ها" داستان فروپاشی یک خانواده‌ی خرده‌مالک در یکی از روستاهای شمال ِ ایران در دهه‌ی چهل ِ شمسی است که پیرامون یک قتل شکل می‌گیرد. راوی داستان برای کشف ِ قتل ِ عمویش که حدود سی سال پیش اتفاق افتاده به زمان کودکی‌اش برمی‌گردد. راوی از طریق عکس‌های دوران کودکی‌اش با یازده تا پانزده سالگی‌اش ارتباط برقرار می‌کند و با آنها به گفت‌و‌گو می‌نشیند تا ماجرا را از زبان ِ آنها بشنود. در بازگویی ِ لحظه‌های کودکی و نوجوانی، با آمیزه‌ای از رؤیا و واقعیت، فضایی آفریده می‌شود که در آن، انسان‌ها گهگاه از واقعیت ِ فرساینده‌ی بیرونی می‌گریزند تا به شادی ِ ناداشته‌ای دست یابند. در این رُمان، در کنار شادی‌ها و رنج‌ها که در وهم و در پیوند با طبیعت بازنموده می‌شود، نفوذ و تأثیر ِ دین و خرافات، تأثیر ِ اصلاحات ارضی، مهاجرت روستاییان به تهران و... در هاله‌ای از طنزی پوشیده به تصویر کشیده می‌شود.


--------------------
UNDO


چقدر دير فهميدم . . . زندگي همون روزهايي بود که دوست داشتم زود بگذره . .


Go to the top of the page
 
+Quote Post
كاربراني كه از اين پست تشكر كرده اند :

 
mohhad
پست يكشنبه ۸ شهريور ۱۳۸۸ - ۱۰:۴۳
پست #4


اخراجي دارينوس
نماد گروه
گروه : نادمین
ارسال ها: 506
تشکرها: 115 *
تاریخ عضویت : يكشنبه ۷ بهمن ۱۳۸۶ - ۱۶:۰۱
از : تهران
کد کاربری : 28,905
موجودي بانك: $2,147,483,647
نمایش موجودی


ميگم امير حسين جان اين كتاب هاي كه ميخوني لينك دانلودشون رو اگر داشتي بزار

اخرين كتابي كه من خوندم شايد حدودا 14 يا 15 سال پيش !!!!!!!!!!

اسم : خانوم بزي و شنگول و منگول big smile.gif { با حضور اقا گرگه }


-----------------------------------------------

والا اين كتابي كه الان معرفي ميكنم هنوز اولش هستم

ولي تا حالا كه خوب بوده

اسم : دنياي بي جواب

نويسنده : امير صالحي مقدم

امتياز : كامل نخوندم

خلاصه : اين كتاب از چندين فصل دارا هستش كه ميشه گفت خيالي هستش در مورد كارهاي هست كه انجام ميشه ولي هيچ دليل و مدركي براي اثبات ان نيست




لينك دانلود http://dl.takgsm.com/dl/multimedia/Donyai_...kGSM.com%5D.zip

پسورد www.TakGSM.com

ویرایش شده توسط mohhad: يكشنبه ۸ شهريور ۱۳۸۸ - ۱۸:۱۳


--------------------
خوب دوستان موقع رفتن ما هم رسید پس من هم دست رد بهش نمیزنم و قبولش میکنم به قول یاهوم : خداحافظ همین حالا موفق باشید



Go to the top of the page
 
+Quote Post
كاربراني كه از اين پست تشكر كرده اند :

 
GoldenEagle
پست يكشنبه ۸ شهريور ۱۳۸۸ - ۱۱:۴۷
پست #5


:. Guardian .:
نماد گروه
گروه : اخراجی ها
ارسال ها: 210
تشکرها: 780 *
تاریخ عضویت : شنبه ۲۴ فروردين ۱۳۸۷ - ۰۶:۵۲
از : Hell
کد کاربری : 29,004
موجودي بانك: $2,147,483,647
نمایش موجودی




آخرین کتابی که خوندم رمان نسبتا کوتاه بیچارگان بود از داستایوفسکی
رمان در قالب مکاتبه بین یه زن و مرد به اسم های ( ماکار الکسيويچ و واروارا الکسيونا) که با هم نسبت فامیلی دوری دارن و هر دو به شدت از لحاظ مالی مشکل دارن.داستان نگاه انتقادی نسبت به شرایط جامعه داره و از فقری که در جامعه وجود داره شکایت میکنه
در ادامه ی داستان به تدریج شخصیت های هم خانه ای ماکار الکسیویچ معرفی میشند و سرگذشت واروارا هم در یکی از نامه هاش روایت میشه که توصیف صحنه هایی که در اون هست بسیار طبیعی و جالبه به صورتی که میتونید در ذهنتون مجسمش کنید
در کل داستان طوری نیست که بگیم یه خط مشخص داشته باشه و بیشتر مسائل به صورت پراکنده مطرح میشه.بعضی اوقات داستان به نقطه ی اوج میرسه و در قسمت های دیگه روند داستان آرومه
در کل خوندن این رمان را بهتون پیشنهاد میکنم.
Go to the top of the page
 
+Quote Post
كاربراني كه از اين پست تشكر كرده اند :

 
amir-hosine
پست يكشنبه ۸ شهريور ۱۳۸۸ - ۱۹:۳۴
پست #6


:.:شکسته دل:.:
نماد گروه
گروه : مدیران
ارسال ها: 2,993
تشکرها: 603 *
تاریخ عضویت : پنجشنبه ۲۷ فروردين ۱۳۸۳ - ۱۳:۰۰
از : اردکان-یزد
کد کاربری : 539
موجودي بانك: $2,147,483,647
نمایش موجودی


حماسه ی دارن شان(سرزمین اشباح)-12 چلد
نویسنده:دارن شان
موضوع:تخیلی
امتیاز:10


چلد 1:سیرک عچایب





چلد 2:دستیار یک شبح




چلد 3:دخمه ی خونین





چلد 4:کوهستان شبح




چلد 5:ازمون های مرک




چلد 6:شاهزاده ی اشباح




چلد 7:شکارچیان غروب




چلد 8:همدستان شب




چلد 9:قاتلان سحر




چلد 10:دریاچه ی ارواح




چلد 11:ارباب سایه ها




چلد 12:پسران سرونوشت





امتیاز هر چلد 10 دادم...واقعا بهترین کتابی بود که در عمرم خوندم...داستانش فوق العاده زیباست.امکان نداره ینو بخونید و خوشتون نیاد..کلی باهاش خاطره دارم...انتشارات قدیانی این کتابو بیرون داده...
لینک دانلودش هم میتونید از اینچا دانلود کنید:
http://www.darrenshanfans.ir/
قسمت دانلود برید...
میتونید توی google هم اسم چلد ها رو سرچ کنید و فورا دانلود کنید....







خلاصه:
خلاصه ها رو به صورت 3 چلد 3 چلد میذارم:

خلاصه ی 3 چلد اول:

مجموعه حاضر شامل كتاب‌هاي "سيرك عجايب"، "دستيار يك شبح" و "دخمه خونين" است كه پيش از اين نيز در سه جلد جداگانه منتشر شده است. داستان درباره پسري به نام "دارن شان" است كه به خاطر يك اشتباه به دنياي اشباح وارد مي‌شود. در اين دنيا، برخلاف دنياي آدم‌ها، شب‌ها همه چيز به ويژه زندگي اشباح جان مي‌گيرد و اتفاقات عجيبي روي مي‌دهد و دارن با صحنه‌هايي رو به رو مي‌شود كه شايد در هيچ زمان و مكان ديگري فرصت تجربه‌ كردنش را به دست نمي‌آورد. او به تدريج با دنياي جديدش خو مي‌گيرد و با عنوان "دستيار" به خدمت شبحي به نام "آقاي كرپسلي" درمي‌آيد. پس از آن با موجودي به نام "ايورا" آشنا مي‌شود و با كمك او و آقاي كرپسلي دختركي به نام "دبي" را از مرگ حتمي نجات مي‌دهد و....



خلاصه ی 3 چلد دوم:

در اين مجموعه، كتاب‌هاي "كوهستان شبح"، "آزمون‌هاي مرگ" و "شاهزاده اشباح" كه پيش از اين در جلدهاي جداگانه منتشر شده، فراهم آمده است. داستان درباره "دارن شان" پسري است كه به دنياي اشباح وارد شده، دستيار شبحي به نام آقاي كرپسلي مي‌شود. در اين كتاب‌ها او با آقاي كرپسلي به كوهستان اشباح مي‌رود تا شاهزاده اشباح او را به رسميت بشناسد، در اين راه اتفاقات هولناكي روي مي‌دهد و دارن با آزمون‌هاي مرگباري رو به رو مي‌شود اما با كمك دوستانش همه مراحل را پشت سر مي‌گذارد و سرانجام، اين دارن است كه به عنوان شاهزاده اشباح انتخاب مي‌شود.




خلاصه ی 3 چلد سوم:

در سومين جلد از مجموعه حاضر، جلدهاي هفتم تا نهم اين مجموعه ذيل اين عناوين جمع آمده است: "شكارچيان غروب"، "همدستان شب" و "قاتلان سحر". "دارن شارن"، دانش آموزي است كه در پي يك اتفاق به دنياي اشباح وارد مي‌شود او كه از طريق خون يك شبح به يك نيمه شبح تيديل شده، در اين دنياي تازه با شگفتي‌ها و ماجراهاي غريبي مواجه مي‌گردد. در داستان‌هاي اين مجموعه او به اتفاق يارانش در پي ارباب شبح واره‌ها است تا او را نابود سازد. شبح‌واره‌ها موجوداتي هستند كه به انسان‌ها زيان مي‌رسانند. حتي آنان را مي‌كشند. دارن كه به مقام شاهزادگي اشباح رسيده، وظيفه دارد تا با اين موجودات مبارزه كند و البته در اين راه حوادث تلخي هم روي مي‌دهد چنان كه در پايان داستان سوم اين مجموعه او نزديك‌ترين و بهترين در دنياي اشباح را از دست مي‌دهد، بي آنكه آسيبي جدي به ارباب شبح‌واره‌ها دارد آمده باشد. ادامه ماجراهاي دارن شان در جلدهاي بعدي بازگو شده است. گفتني است اين مجموعه پيش از اين در جلدهاي جداگانه به چاپ رسيده است.



خلاصه ی 3 چلد چهارم:

در چهارمين شماره از اين مجموعه آمده است: "من و هاركات تا آن موقع، هيچ وقت پلنگ شكار نكرده بوديم و بهترين سلاح‌هايمان چند چاقوي سنگي و چوب بلند و سر گردي بود كه مثل گرز از آن استفاده مي‌كرديم. با چنين شرايطي، كنار گودالي ايستاده بوديم كه چند روز پيش، كنده بوديم و مراقب گوزني بوديم كه خودمان شكار كرده بوديم. براي به دان انداختن پلنگ، از آن گوزن به جاي طعمه استفاده مي‌كرديم. هاكارت چند قدم جلوتر بود. به همين خاطر، اول او داخل گودال را ديد. گيج و آشفته سر جايش ايستاد. دو ثانيه بعد ديدم كه چرا او آن طور پريشان شده است. جسدي روي تيرها به سيخ كشيده شده بود و از سوراخ‌هايي كه در آن به وجود آمده بود خون بيرون مي‌‌زد. اما آن جسد يك پلنگ نبود، مال يك بابون سرخ بود. هاكارت گفت: گلوي ميمون ريده شده بايد كار پلنگ ... حرفش را ادامه نداد. روي شاخه‌هاي درختي پيكر كشيده و تنومندي به رنگ سياه يك دست را ديدم كه با چنگال‌هاي بيرون كشيده و آرواره‌هاي باز، بالاي سرمان پرواز كرد. بعد پلنگ بالاي سر من بود و پيروزمندانه مي‌غريد. آن روز، قرعه به نام مرگ كشيده شده بود".



با تشکر


--------------------
دلم از خیلی روزا با کسی نیست....تو دلم فریاد و فریاد رسی نیست

شدم اون هرزه گیاهی که گلاش...پر پر دستای خار و خسی نیست...


دیکه دل با کسی نیست!دیکه فریاد رسی نیست...
Go to the top of the page
 
+Quote Post
كاربراني كه از اين پست تشكر كرده اند :

 
321xirtam
پست پنجشنبه ۲ مهر ۱۳۸۸ - ۱۶:۱۲
پست #7


سرباز صفر دارينوس
نماد گروه
گروه : اعضا
ارسال ها: 12
تشکرها: 6 *
تاریخ عضویت : جمعه ۴ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۵:۳۴
کد کاربری : 29,792
موجودي بانك: $2,147,483,647
نمایش موجودی


فصل آخر



این قصه ی مکرر عشق است. هر کس خورشیدش را پیدا کند، بی اختیار چشم در چشم او می دوزد و برای ابد در نا امیدی غرق می شود ... یوسف خورشید رعنا بود. رعنا وقتی چشم در چشم خورشیدش دوخت که هنوز از غروب چیزی نمی دانست ...

نام کتاب : فصل آخر
نام نویسنده : گیتا گرگانی
نام انتشارات : کاروان
امتیاز از 10 : 8
Go to the top of the page
 
+Quote Post

 
heidari
پست جمعه ۳ مهر ۱۳۸۸ - ۰۸:۲۴
پست #8


استوار دارينوس
نماد گروه
گروه : اعضا
ارسال ها: 890
تشکرها: 283 *
تاریخ عضویت : شنبه ۲۹ فروردين ۱۳۸۸ - ۰۳:۰۷
از : سرزمين روياها _ بستر انديشه ها ( دارينوس )
کد کاربری : 29,961
موجودي بانك: $2,147,483,647
نمایش موجودی


به نام خدا
من الان در حال خواندن و تمام کردن کتاب بسیار زیبای اطلات عمومی هستم که متاسفانه عکسی از این کتاب در دسترس من نیست که قرار بدم ولی توضیحات اندکی از این کتاب در اختیار دوستان کتابخوان می زارم.
توضیح کوتاه درباره ی موضوع این کتاب :این کتاب برای بالا بردن اطلاعات عمومی جوانان و نوجوانان تعبیه شده است که به گفته ی مترجم مشهور این کتاب جناب آقای کاظم فائقی که متولد شهر تبریز بوده و مترجم و متالف این کتاب بوده و کتابهای زیادی را ترجمه کرده ،این کتاب از دایره المعارف ها تهیه شده است و اطلاعات مفیدی دربرگیرنده است.
در این کتاب بیوگرافی دانشمندان و اساتید بزرگ تاریخ ایران و اروپا قرار گرفته و تاریخچه ی بسیاری از وسایل را که شاد در مورد سال آغازین آنها و نحوه ی وجود آمدنشان اصلا فکری به سرتان خطور نکرده است ،دراین کتاب قرار دارد که بنده خلاصه ای از متن این کتاب در اختیار شما قرار میدهم.
گزیده ای از متن این کتاب:
بلز پاسکال

بلز پاسکال در 19 ژوئن 1623 در کلرمون فرانسه دیده به جهان گشود.پدرش ایتن پاسکال رئیس دیوانخانه بود،ومادرش آنتوانت نام داشت.در کودکی به بیماری نامعلومی دچار شد،که نزدیک به یک سال به طول انجامید.در این مدت گاه و بی گاه به تشنجاتی دچار می گشت.از آب وحشت عجیب داشت.
نسختین ماشین حساب را که فقط می توانست جمع و تفریق انجام دهد را اختراع کردو... .
یخچال

چگونه کار می کند؟

یخچال دستگاهی است که با انرژی برق کار می کند.شاید عده ای تصور کنند که نیروی برق در یخچال ایجاد سرما می کند.در صورتی که الکتریسیته فقط کمرسوری را که داخل یخچال گذاشته شده است به کار می اندازد.
و...

ومطالب بسیار علمی زیاد
این کتاب 248 صفحه می شود که واقعا می گم و اصلا تبلیغ نمی کنم ولی حتما برای خودتون می گم حتما تهیه کنید و بخونید که این کتاب مال سال 88 می باشد.

نام کتاب:اطلاعات عمومی (برای جوانان و نوجوانان)
تعداد صفحه:248
ترجمه و تالیف:آقای کاظم فائقی
ناشر:انتشارات زرقلم
قیمت خیلی چیز ناچیز
امتیاز:9.3
باتشکر از همه


--------------------
دل بی دوست درخت بی ثمر است.
حضرت امام علی (ع)
Go to the top of the page
 
+Quote Post

 
mahyafa
پست جمعه ۲۴ مهر ۱۳۸۸ - ۰۱:۲۷
پست #9


سرباز صفر دارينوس
نماد گروه
گروه : اعضا
ارسال ها: 3
تشکرها: 0 *
تاریخ عضویت : جمعه ۲۴ مهر ۱۳۸۸ - ۰۱:۱۴
کد کاربری : 30,333
موجودي بانك: $12
نمایش موجودی


سلام، من امروز عضو اين سايت شدم و اولين تاپيكي كه اومدم اينجا بود. big hug.gif بابا دمت گرم امير خان خيلي كتاباي با حالي مي خوني winking.gif من عاشق اين كنابام. اگه لينك دانلودشونم بذاري كه ديگه عاليه!
من ديشب كتاب زيرو تموم كردم:
كتاب: جنايت خفته
اثر: آگاتا كريستي
ترجمه :گلرخ سعيد نيا
امتياز:8
كتاب خوبي بود ولي بايد با دقت بخونيش نه مثل اين رماناي عشقيه ايراني كه از هر جا شروع كني مشكلي پيش نمي آد! بايد به كار دل بدي!!! big smile.gif
Go to the top of the page
 
+Quote Post

 
mahyafa
پست جمعه ۲۴ مهر ۱۳۸۸ - ۰۱:۲۹
پست #10


سرباز صفر دارينوس
نماد گروه
گروه : اعضا
ارسال ها: 3
تشکرها: 0 *
تاریخ عضویت : جمعه ۲۴ مهر ۱۳۸۸ - ۰۱:۱۴
کد کاربری : 30,333
موجودي بانك: $12
نمایش موجودی


راستي اگه لطف كنين و ليست جديد ترين كتبا از اين دست رو بذارين ممنون ميشم!
Go to the top of the page
 
+Quote Post

 
ghajar
پست جمعه ۲۴ مهر ۱۳۸۸ - ۰۲:۲۴
پست #11


سرباز دوم دارينوس
نماد گروه
گروه : اعضا
ارسال ها: 66
تشکرها: 23 *
تاریخ عضویت : چهارشنبه ۱۸ شهريور ۱۳۸۸ - ۲۰:۳۹
از : ما نشستیم آقا
کد کاربری : 30,263
موجودي بانك: $2,147,483,647
نمایش موجودی


اینا قدیمیه عزیز...اینا دیگه نمیان دارینوس که درستش کنن...
Go to the top of the page
 
+Quote Post

 
6207281
پست سه شنبه ۱۲ بهمن ۱۳۸۹ - ۰۳:۱۰
پست #12


سرباز دوم دارينوس
نماد گروه
گروه : اعضا
ارسال ها: 53
تشکرها: 0 *
تاریخ عضویت : جمعه ۱۴ بهمن ۱۳۸۴ - ۱۲:۰۰
کد کاربری : 15,843
موجودي بانك: $12
نمایش موجودی


آخرین کتابی که خوندم داستان دو شهر از چارلز دیکنز بود
واقعا کتاب با حالی بود حتما بخونیدش geek.gif
Go to the top of the page
 
+Quote Post

 
Pezeshk-Ahmadi
پست جمعه ۱۵ بهمن ۱۳۸۹ - ۰۲:۴۱
پست #13


سرباز صفر دارينوس
نماد گروه
گروه : اعضا
ارسال ها: 14
تشکرها: 0 *
تاریخ عضویت : پنجشنبه ۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۳ - ۱۳:۰۰
کد کاربری : 1,496
موجودي بانك: $8
نمایش موجودی


کتاب " مترسک راست می ایستد" خیلی جالبه. اسم نویسنده اش را یادم نمی آید. معروف نبود.
Go to the top of the page
 
+Quote Post

 
javad2111
پست دوشنبه ۵ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۰۰:۱۱
پست #14


سرباز بالاتر از صفر دارینوس
نماد گروه
گروه : اعضا
ارسال ها: 2,324
تشکرها: 224 *
تاریخ عضویت : جمعه ۲۵ تير ۱۳۸۹ - ۰۳:۵۳
از : جزیره سیدریفت
کد کاربری : 30,822
موجودي بانك: $2,147,483,647
نمایش موجودی


کتاب: پس از تشییع جنازه
اثر: آگاتا کریستی
ترجمه: رویا سعیدی
امتیاز: 8
چند روز پیش این کتاب را تمام کرده بودم! کتاب خیلی خوبی است و داستان یکی از پرونده های پوآرو می باشد!
الان هم کتاب >> قتل در خانه کشیش<< اثر همین نویسنده را شروع کردم و فکر کنم این کتاب اولین پرونده خانم مارپل باشد!
Go to the top of the page
 
+Quote Post

 
roozbehm1364
پست دوشنبه ۵ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۰۰:۲۳
پست #15


سرباز سبز ایران
نماد گروه
گروه : اخراجی ها
ارسال ها: 308
تشکرها: 81 *
تاریخ عضویت : دوشنبه ۳ مهر ۱۳۸۵ - ۱۲:۰۰
از : Canada
کد کاربری : 21,241
موجودي بانك: $2,147,483,647
نمایش موجودی


کتاب تازه منتشر شده از Stephen Hawkins فیزیکدان معروف,به نام The grand design (طرح بزرگ) iهنوز ترجمه نشده متاسفانه.اگر آدم منطقی هستید و به خرافاتهای دین اعتقاد ندارید حتما اینو بخونید


--------------------
Ya HaGh
Go to the top of the page
 
+Quote Post

Reply to this topicStart new topic
3 صفحه V   1 2 3 >
2 نفر در حال بازديد مبحث (2 نفر مهمان و 0 نفر موتورهاي جست و جو)
0 عضو :

 

IPB skin developed by: eXtremepixels
RSS نسخه چاپی زمان کنونی: چهارشنبه ۲۷ شهريور ۱۳۹۸ - ۰۸:۵۱