Reply to this topicStart new topic
 
> داستان من و پری دریایی, نوشته شده توسط : محمد قربانخان ( dragon_burner )

 
dragon_burner
پست پنجشنبه ۹ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۲۱:۰۶
پست #1


8
نماد گروه
گروه : اعضا
ارسال ها: 291
تشکرها: 130 *
تاریخ عضویت : يكشنبه ۴ مرداد ۱۳۸۸ - ۲۲:۱۲
از : آسمان بی ستاره
کد کاربری : 30,147
موجودي بانك: $2,147,483,647
نمایش موجودی


ویرایش شد ...

ویرایش شده توسط dragon_burner: سه شنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۱۹:۴۰


--------------------
<DARKLEGIONER§---


Go to the top of the page
 
+Quote Post
كاربراني كه از اين پست تشكر كرده اند :

 
M0STAFA
پست جمعه ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۵:۳۶
پست #2


کاربر معمولی
نماد گروه
گروه : مدیران
ارسال ها: 2,805
تشکرها: 1623 *
تاریخ عضویت : دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۸۵ - ۱۲:۰۰
از : مشهد
کد کاربری : 23,546
موجودي بانك: $2,147,483,647
نمایش موجودی


QUOTE
بالاخره من بدون هیچ خریدی با ذهنی آشفته و قلبی سوخته سوار هواپیما شدم و به تهران برگشتم و تا مدت ها به پری دریایی و اتفاقات خوش کیش فکرمیکردم ولی بعد از عضو شدن در ایران ویج خاطرات کیش از ذهنم پاک شده بود که جناب حامد جان اون ها رو زنده کردند و اشک های من رو دوباره بر دیدگانم جاری ساختن .




LOL

بابا این کارا دیگه چیه؟! داستان تخیلی یک بنده خدایی(که نه سر داره نه سر داره و ته و به عبارتی Cock and bullـه) رو میندازید توی یک فروم بازی!


--------------------



And Then There Were None
Bye
Go to the top of the page
 
+Quote Post

 
dragon_burner
پست يكشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۱۹:۴۲
پست #3


8
نماد گروه
گروه : اعضا
ارسال ها: 291
تشکرها: 130 *
تاریخ عضویت : يكشنبه ۴ مرداد ۱۳۸۸ - ۲۲:۱۲
از : آسمان بی ستاره
کد کاربری : 30,147
موجودي بانك: $2,147,483,647
نمایش موجودی


دوست عزیز این داستان خودمه ها
تازه توبخش هنری گزاشتم نه جای دیگه!!


--------------------
<DARKLEGIONER§---


Go to the top of the page
 
+Quote Post

 
M0STAFA
پست يكشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۲۲:۵۲
پست #4


کاربر معمولی
نماد گروه
گروه : مدیران
ارسال ها: 2,805
تشکرها: 1623 *
تاریخ عضویت : دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۸۵ - ۱۲:۰۰
از : مشهد
کد کاربری : 23,546
موجودي بانك: $2,147,483,647
نمایش موجودی


QUOTE (dragon_burner @ شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۲۳:۴۲) *
دوست عزیز این داستان خودمه ها
تازه توبخش هنری گزاشتم نه جای دیگه!!

خب ، برای اینجا ساخته نشده.

شما دقیقاً نام یکی از کاربران و سایتی که داستان رو توش گذاشتی نوشتی حالا چه دلیلی داره اینجا هم قرار بگیره؟ (حداقل این قسمت؟)

میشه لطفاً منبع اش رو ببینم؟!


--------------------



And Then There Were None
Bye
Go to the top of the page
 
+Quote Post

 
dragon_burner
پست دوشنبه ۱۳ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۱:۰۸
پست #5


8
نماد گروه
گروه : اعضا
ارسال ها: 291
تشکرها: 130 *
تاریخ عضویت : يكشنبه ۴ مرداد ۱۳۸۸ - ۲۲:۱۲
از : آسمان بی ستاره
کد کاربری : 30,147
موجودي بانك: $2,147,483,647
نمایش موجودی


دوست عزیز
به خدا خودم نوشتمش چرا باور نمیکنی؟
حالا خوبه که قبلا شعر هام رو هم خونده بودید!

من در حال حاظر در یک فروم به نام ایرانویج به عنوان ناظم تالار فعالیت میکنم
در اون تالار هم با اسم کاربری dragon_burner فعالیت میکنم
به طور کاملا اتفاقی در یک تاپیک ایده ی نوشتن این داستان به ذهنم رسید
اولش میخواستم فقط یک شوخی کرده باشم ولی ولی دیدم به نظر خودم چیز خوبی از آب درومده
حالا من نمیدونم که شما کی این پست من رو میخونید ولی در زمان نوشتن این پست سرور تالار موقطا برای کمی تغییرات offline شده


--------------------
<DARKLEGIONER§---


Go to the top of the page
 
+Quote Post

 
Tina-Volhard
پست دوشنبه ۱۳ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۲۲:۳۴
پست #6


سرجوخه دارينوس
نماد گروه
گروه : اعضا
ارسال ها: 111
تشکرها: 126 *
تاریخ عضویت : چهارشنبه ۶ شهريور ۱۳۸۷ - ۰۸:۰۷
از : زیر سقف آسمون
کد کاربری : 29,394
موجودي بانك: $2,147,483,647
نمایش موجودی


راست میگه!خودش نوشته.
Go to the top of the page
 
+Quote Post

 
M0STAFA
پست دوشنبه ۱۳ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۲۲:۴۴
پست #7


کاربر معمولی
نماد گروه
گروه : مدیران
ارسال ها: 2,805
تشکرها: 1623 *
تاریخ عضویت : دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۸۵ - ۱۲:۰۰
از : مشهد
کد کاربری : 23,546
موجودي بانك: $2,147,483,647
نمایش موجودی


QUOTE (dragon_burner @ يكشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۵:۰۸) *
دوست عزیز
به خدا خودم نوشتمش چرا باور نمیکنی؟
حالا خوبه که قبلا شعر هام رو هم خونده بودید!

من در حال حاظر در یک فروم به نام ایرانویج به عنوان ناظم تالار فعالیت میکنم
در اون تالار هم با اسم کاربری dragon_burner فعالیت میکنم
به طور کاملا اتفاقی در یک تاپیک ایده ی نوشتن این داستان به ذهنم رسید
اولش میخواستم فقط یک شوخی کرده باشم ولی ولی دیدم به نظر خودم چیز خوبی از آب درومده
حالا من نمیدونم که شما کی این پست من رو میخونید ولی در زمان نوشتن این پست سرور تالار موقطا برای کمی تغییرات offline شده

نه خب وقتی خوندمش دیدم غلط های املایی چشمگیری خیلی زیاد توش پیدا نمیشد .ولی خب انگار کار همون ویراستار بوده نه؟ big smile.gif

راستی دوست عزیز اگه بخواین داستانتون توی مجله چاپ بشه اول باید موضوعتون کمی اسلامی تر باشه و بعد هم باید کمی روی نگارشتون بیشتر کار کنید !


حالا این داستانو چند جای فرومی که گفتید گذاشته بودید؟

P.S : با این حال من جایی مستقیماً نگفتم شما داستانو ننوشتید ولی با توجه به اینکه بیشتر مطالب شما کپی مطلقه خب چه انتظاری میشه داشت!
ولی این مطلب کاملاً مشخصه کار شماست چون یک 5-6 جایی گذاشتید ، دادید به نشریات ، شماره موبایل و نام و نام خانوادگی خودتون و ویراستار رو هم ذکر کردید! فقط جای محل الصاق عکس و شماره شناسنامه خالیه.


--------------------



And Then There Were None
Bye
Go to the top of the page
 
+Quote Post
كاربراني كه از اين پست تشكر كرده اند :

 
Ali2005
پست سه شنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۴
پست #8


The Big Grin
نماد گروه
گروه : مدیران
ارسال ها: 7,751
تشکرها: 921 *
تاریخ عضویت : يكشنبه ۳۰ اسفند ۱۳۸۳ - ۱۲:۰۰
از : اصفهان
کد کاربری : 7,886
موجودي بانك: $2,147,483,647
نمایش موجودی


من ترجیح می‌دم این‌جور داستان‌ها رو شب‌هایی که خوابم نمی‌بره درست کنم تا یه فرجی بشه خوابم ببره :دی

البته اینو با خوندن 3 خط از داستان شما گفتم tongue sticking out.gif

کلا منظورم این نبود که داستان خوبی نیست، اینم یه سبکه، مهم اینه که محتوا خوب باشه. سبکش، سلیقه‌ایه.


--------------------

it's finger lickin' good ^^
ParsiKade
Go to the top of the page
 
+Quote Post
كاربراني كه از اين پست تشكر كرده اند :

Reply to this topicStart new topic
1 نفر در حال بازديد مبحث (1 نفر مهمان و 0 نفر موتورهاي جست و جو)
0 عضو :

 

IPB skin developed by: eXtremepixels
RSS نسخه چاپی زمان کنونی: چهارشنبه ۲۶ تير ۱۳۹۸ - ۱۷:۵۶